|
|
|
|
بـــه وبـــلـــاگ تـــومـــاج خـــوش آمـــديـــد وبلاگ توماج همانند يک وب سايت تنظيم و طراحي شده و داراي صفحات متعددي ميباشد ... اين صفحه براي برقراري ارتباط با شما عزيزان و تبادل نظرات درمورد يادداشتهاي اين صفحه است ... براي ورود به صفحات ديگر وبلاگ روي لينک مربوطه کليک نماييد |
|
با عضویت در خبرنامه ی وبلاگ ، جدیدترین اخبار ایران و جهان بصورت اتوماتیک برایتان ارسال میگردد
|
|
باز هم اعدام جوانان کشورمان توسط رژیم خونخوار اسلامی در ملاء عام بخاطر موج اعدامهای رژیم اسلامی اکثر کشورهای دنیا و مردم این کشورها بنوعی اعتراض کردند بطوریکه تلویزیون ترکیه چند روز پیش اعلام کرد که "بخاطر اعدامهای رژیم جمهوری اسلامی ، دنیا بپا خواست اما این رژیم عین خیالش نیست و باز هم به اعدام جوانان کشور ایران در ملاء عام ادامه می دهد " . واقعا روزی نیست که در روزنامه های رژیم خبری از اعدام دیده نشود . اکثر این اعدامها نیز بخاطر داشتن رابطه ی جنسی یا قصاص و یا تحت عنوان ارازل و اوباش انجام میگیرد . فعالین سیاسی را دستگیر میکنند ، تحت شدیدترین شکنجه های غیر انسانی روحی و جسمی قرار می دهند و بعد برای آنان پرونده سازی کرده بجرم ارازل و اوباش بودن آنها را اعدام می کنند . خیلی از مردم شریف کشورمان در این فکر هستند که اینهایی که تحت عنوان ارازل و اوباش اعدام شده اند و می شوند ، واقعا افرادی هستند که بدترین و غیر انسانی ترین جنایات را مرتکب شده اند ، غافل از اینکه اینها یا سیاسی هستند و یا کسانی که جرمهایی مرتکب شده اند که یا در هیچ جای دنیا حتی جرم هم محسوب نمی گردد . ما و دیگر هموطنانمان نیز هیچ کاری و اعتراضی نمیکنیم . چرا که رژیم خونخوار جمهوری اسلامی در آخرین لحظات حیات ننگین خود شدیدا احساس ترس و وحشت می کند و وضعیت خود را بشدت متزلزل میبیند و بدین ترتیب برای ترساندن مردم روی به این اعدامها و موج دستگیری و شکنجه و صدور احکامی چون شلاق و زندانهای طولانی مدت و تبعید و اخراج و ......... آورده است . رژیم جمهوری اسلامی ، فعالین سیاسی ، دانشجویان ، فعالین ملی و دیگر افرادی را که کوچکترین مخالفتی با رژیم بکنند و یا ذره ای سعی بر آگاه سازی توده های مردم مبنی بر جنایات بیشمار رژیم میکنند را دستگیر میکند و تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی قرار میدهد و سپس آنها را تحت عناوین مختلف اعدام یا زندانی و اخراج و ...... می کند . فعالین سیاسی را دستگیر و زندانی میکند و تحت شکنجه قرار می دهد و وقتی فردی زیر شکنجه جان می دهد و میمیرد و یا بشدت صدمه میبیند و به بیمارستان منتقل می شود قبل از هرچیز صورتجلسه ای از قبل آماده شده را به امضاء چند نفر می رسانند که وی در خواب از روی تختخواب به زمین افتاده و سرش به تختخواب و یا زمین اصابت کرده و دچار خونریزی مغزی شده است . این کار را برای چند زندانی که قرار بود بعنوان ارازل و اوباش اعدام شوند ولی بعلت خونریزی مغزی جان دادند انجام شد . تمام این اعمال دو دلیل اصلی دارد . یکی اینکه رژیم موقعیت خود را شدیدا متزلزل میبیند و از قهر توده های مردم بشدت وحشت دارد . دوم اینکه می خواهد مردم را بترساند و جوی خفقانتر از جو موجود را حاکم سازد . رژیم می خواهد با این اعمال مردم را به وحشت بیاندازد تا هیچ کس جرات نکند کاری بر ضد رژیم انجام دهد ، اگر به چند سال قبل بازگردیم میبینیم که در روزنامه های رژیم تقریبا اثری از اخبار مبنی بر اعدام نبود ولی امروزه رژیم علاوه بر اینکه بر اعدامهای در ملاء عام افزوده است بلکه اخبار این اعدامها را در روزنامه های مختلف نیز می توانیم ببینیم ، علاوه بر این فیلم این اعدامها را نیز بنا به درخواست و همدستی رژیم با کشورهای دیگر می توانیم در اخبار و کانالهای تلویزیونی دیگر کشورهای جهان نیز ببینیم و این نیز یکی دیگر از ابزارهای ایجاد وحشت در بین توده های مردم است . اگر واقعا سران رژیم راست می گویند و جنایتی مرتکب نشده اند پس چرا اینهمه از کوچکترین تجمعات اعتراضی توده های مردم ترس و وحشت دارد و حتی تجمعات کوچک اعتراضی را هم با بدترین روشهای وحشیانه سرکوب میکند ؟؟!! چرا تا کسی حرفی بر خلاف رژیم و مبنی بر جنایات رژیم می گوید سرش را زیر آب میکند ؟! و هزاران چرای دیگر که نیازی به گفتن آنها نیست . در این میان هیچ کس نمیتواند اعتراضی کند چون عاقبت هر اعتراض کوچک نیز اعدام و شکنجه و زندان و شلاق و تبعید و ...... است ولی این کار از دست ما بر میاید و وظیفه ی هر یک از ماست که اطلاع رسانی کنیم و نگذاریم توده های مردم کشورمان اینگونه در ناآگاهی بسر ببرند و ما باید از هر طریقی که می توانیم مردم را از جنایات رژیم آگاه و مطلع سازیم . مردم کشور ما بقدری مشکلات مختلف و بیشماری دارند که از صبح تا شب بدنبال یک لقمه نان می دوند و شب با کلی بدهی به خانه باز میگردند و حتی شکم خود و خانواده شان را نیز بسختی سیر می کنند و جلوی خانواده شان با سیلی صورتشان را سرخ می کنند و این چیزی است که رژیم خودش ترتیب داده و با حقوق و دستمزد واقعا ناچیزی که توده های کارگر و زحمتکش دریافت می کنند و تورم و گرانی ای که هر روز بالاتر می رود مردم فقط سرشان به کار و تلاش و تهیه ی تکه نانی برای سیر کردن شکم خود و خانواده شان گرم شده و کسی وقت رسیدگی به مسائل دیگر را پیدا نمیکند و اگر کسی هم بخواهد به کشورش بیاندیشد یا دستگیر و اعدام و زندانی و شکنجه می شود و یا اینکه بنا به دلیل خفقان و عدم وجود منبعی که بتوان از آن طریق از وقایع درست و صحت دار کشور باخبر شد را نمیابد تا بتواند آگاهی و اطلاعات درستی از وقایع و جنایات رژیم بیابد . در زیر به چهار تا از جنایات اخیر رژیم اشاره می کنم . دستگیری و شکنجه ی عبدالله مؤمنی : جمعی از دوستان و همکاران عبدالله مؤمنی برای عیادت به منزل وی رفته بودند که یکی از آنها اینگونه اظهار میکند : عبدالله مومنی که پس از یک ماه از زندان آزاد شده در وضعیت جسمی و روحی بدی قرار دارد . عبدالله مؤمنی از خونریزی داخلی و سردردهای شدید و درد دیگر اعضای بدنش رنج می برد و دکتر معالج وی عفونت شدیددر کلیه های وی را نیز تایید نموده است دستگیری و شکنجه ی یکی از فعالین آذربایجان : سعید متین پور از فعالین ملی شهر زنجان است که در بند دویست و نه زندان اوین زندانی است . سعید متین پور به اتهام جاسوسی و رابطه با خارج از کشور و فعالیت بر ضد نظام جمهوری اسلامی و چند اتهام دیگر که تقریبا در همه ی زندانیان سیاسی مشترک است از سوی بیدادگاههای رژیم مجرم شناخته شده است . وی در وضعیت روحی و جسمی بسیار بدی قرار دارد بطوری که بقدری وی را مورد شکنجه های مختلف وحشیانه ی روحی و جسمی قرار داده اند و آنقدر به سر وی ضربه وارد شده که قادر به شناسایی هیچ کس نیست . حتی هم اطاقی های خود را نمیشناسد . روی سعید متین پور شکنجه هایی از قبیل آویزان کردن ، کابل زدن ، شکنجه با تخم مرغ داغ و فرو کردن شیشه ی نوشیدنی به مقعد صورت گرفته است ؛ البته علاوه بر شکنجه هایی مانند کتک زدنهای چند نفری که در بین زندانیان به فوتبال معروف است . دستگیری ، شکنجه و گرفتن اعتراف از سه دانشجوی پلی تکنیک : بنا به گفته ی یک منبع موثق که بتازگی از بند دویست و نه اوین آزاد شده ، علاوه بر سعید متین پور و چند زندانی دیگر ، روی احمد قصابان و دو دانشجوی دستگیر شده ی دیگر دانشگاه پلی تکنیک نیز شکنجه هایی واقعا وحشیانه صورت گرفته است بطوری که این سه دانشجو بعلت این شکنجه ها از حالت عادی خود خارج شده و قادر به تشخیص هیچ چیز نبوده اند و جانیان و جلادان رژیم در این شرایط از این دانشجویان بازجویی کرده اند . ناگفته نماند که درمورد دیگر زندانیان و دستگیر شدگان نیز همین طریقه ی بازجویی و اعتراف گیری صدق میکند ، بطوریکه دستگیر شدگان را طوری شکنجه میکنند که از حالت عادی خارج می شوند و بعد در این حالت از آنها بازجویی میکنند و بدون اینکه خودشان متوجه شوند ، هر چیزی را که بازجویان می خواهند را نوشته و امضاء می کنند . در آخر به این نیز باید اشاره کنم که این دانشجویان نیز نامه ای نوشته اند که در آن ذکر شده که ما بیگناه هستیم و هیچ جرمی مرتکب نشده ایم و تحت شکنجه و در شرایطی اعتارف کردیم و تحت بازجویی قرار گرفتیم که در حالت عادی نبودیم .
روزنامه ی اعتماد ملی ، پنجشنبه ، بیست و پنجم مرداد هشتاد وشش : سه جوان به اتهام زنای به عنف در ملاء عام اعدام می شوند : دوستان عزیز من در دوران سربازی در نیروی انتظامی خدمت کرده ام و تقریبا هشت ماه از خدمت اجباری سربازی ام را مامور پرونده در یک کلانتری بودم و هر روز پرونده ها و متهمان را من و دو سرباز دیگر به دادگاه می بردیم . در این مدت دهها پرونده تحت عنوان رابطه ی نامشروع را به دادگاه بردم اما تمامی افراد و متهمان اینگونه پرونده ها بدون استثناء محکوم به شش ماه حبس تعزیری و نود و نه ضربه شلاق تعزیری شدند و دختر و یا زنی که با فرد یا افراد دیگر رابطه داشت نیز به شش ماه حبس و نود و نه ضربه شلاق تعزیری محکوم شد به اضافه ی اینکه دختر و یا زن را یکی از پسران یا مردان متهم باید به عقد خود در میاوردند و حتی اگر زن متهم متاهل نیز بود و شوهرش شاکی نمیشد و یا رضایت می داد ، باز به وی همین جرم شش ماه و نود و نه ضربه شلاق را می دادند و من در دهها پرونده ی رابطه ی جنسی حتی یک مورد اعدام هم ندیدم اما امروز میبینیم که مدتی است بیدادگاههای رژیم حتی کوچکترین رابطه های جنسی که با میل و دلخواه هر دو طرف انجام شده را هم به سنگسار و اعدام محکوم می کند . سه پسر بیست و چهار ، بیست و هفت و بیست و هشت ساله ، بنامهای محمود و محمد و داوود ، به اتهام زنای به عنف دوشنبه ی هفته ی آینده در ســـاوه اعدام می شوند . این حکم در حالی قرار است اجرا شود که متهمان هیچگونه سابقه ی کیفری نداشته و تا کنون حتی یک شکایت نیز توسط اهالی محل از آنان نشده و آنان حتی برای یکبار هم که شده قدم به کلانتری نیز نگذاشته اند . ولی قرعه ی نخستین ارازل و اوباشان شهرستان ســـاوه به نام آنها در آمده و این سه جوان اولین قربانیان بیدادگاه رژیم بی رحم جمهوری اسلامی تحت عنوان ارازل و اوباش در ســـاوه خواهند بود . زن جوانی بنام لانا در تهران با تماس با 110 اظهار میکند : از دیشب اسیر چند آدم ربا بوده و دقایقی است که وی را آزاد کرده اند . در پی باخبر شدن کلانتری ، لانا برای طرح شکایت روانه ی پلیس آگاهی تهران می شود . لانا که بیست و پنج سال دارد به ماموران میگوید : دیروز عصر در میدان تجریش سوار یک اتومبیل پژو 504 شدم که سه مرد جوان در آن نشسته بودند و فکر کردم مسافرکش است ، آنها با تهدید چاقو دستها و چشمانم را بستند و مرا به خانه ای در ســـاوه منتقل کردند . پس از اینکه زن جوان مدعی شد که این سه نفر پس از ربودن ، به وی تجاوز کرده اند ردیابی ماموران برای دستگیری این سه نفر آغاز شد و طولی نکشید که آنان را در ســـاوه دستگیر و برای بازجویی به تهران منتقل کردند . متهمان در بازجویی های اولیه اظهارات شاکی را نپذیرفتند و ماجرا را برای پلیس اینگونه بیان کردند : برای تفریح به تهران آمده بودیم که با زنی بنام لانا آشنا شدیم ، او با پای خود ، با میل خودش و برای خوشگذرانی به خانه ی ما در ســـاوه آمد و شب را با ما گذراند ؛ فردای آن روز بر سر موضوعی با لانا مشاجره مان شد و او برای انتقام گرفتن چنین شکایتی را مطرح کرده و وی آنروز هم ما را تهدید کرد که چنین کاری خواهد کرد ولی ما باورمان نشد که کسی با میل خود بیاید و بعد چنین شکایتی را مطرح کند . متهمان پس از چند روز که در آگاهی تهران تحت شکنجه های جسمی مختلف قرار میگیرند به ربودن و تجاوز به زن جوان اعتراف میکنند و بدنبال این اعترافات ، پرونده برای دادرسی به دادسرای امور جنائی تهران رفت ولی در آنجا این سه جوان مقابل دادیار شعبه دوم ( غلامرضا سلیمانی ) اعترافات خود را انکار کرده و گفتند که چندین روز در آگاهی تحت شکنجه های جسمی شدید مجبور به اعتراف شدیم . این متهمان به سلیمانی هم گفتند که شاکی را نربوده و او با میل خود به خانه ی آنها آمده است . پرونده برای محاکمه به مجتمع قضائی بعثت ارسال شد و در شعبه ی 1147 آنان از آدم ربائی تبرئه شدند . لانا در مراحل مختلف دادرسی و محاکمه حرفهای ضد و نقیضی را مطرح کرد . مثلا او که ادعا کرده بود چشم ها و دستانش توسط آدم ربایان بسته بوده ، نتوانست به سئوال قاضی پاسخ دهد . قاضی با مشاهده ی پرینت مکالمات تلفنی لانا متوجه شد که شاکی درست در زمانی که ادعا میکند چشمها و دستانش بسته بوده چندین بار با مادر و دوستانش تماس تلفنی گرفته است . همچنین قاضی پرسید : با چشمان بسته چگونه متوجه شدی در ســـاوه هستی ؟ لانا در پاسخ گفت : از انارهای روی درخت !! و این درحالی بود که در آن فصل اناری وجود نداشت که روی درخت باشد !! سرانجام قاضی متهمان را از آدم ربایی تبرئه و پرونده را برای رسیدگی به زنای عنف به بیدادگاه کیفری ســـاوه منتقل کرد . درست زمانیکه متهمان احساس میکردند گشایشی در کارشان ایجاد شده و قرار است بی گناهی شان اثبات شود ، حکم این بیدادگاه آنها را وحشتزده کرد . قاضی بیدادگاه ســـاوه آنها را به اعدام در ملاء عام محکوم کرده بود و این افراد بعنوان شرور ، اوباش و مزاحم نوامیس مردم شناخته شدند . زندگی این سه جوان : وکیل مدافع متهمان درمورد زندگی آنها گفت : محمود ، جوان ترین متهم این پرونده ، 24 ساله است . او در مغازه ی پدرش شاگردی می کرد و اهالی محل برای محمود هم مانند پدرش احترام و لرزش زیادی قائل بودند . پدر محمود معتمد محله است و چون تنها یک پسر دارد ، با پا گذاشتن به کهنسالی قرار بود خود را بازنشسته کرده و اداره ی مغازه را به تنها پسرش بسپارد . او در این حال با شنیدن حکم اعدام تنها پسرش به شدت شوکه شد . فرشید جهانی همچنین گفت : وضعیت مادر محمود بدتر از پیرمرد است . او به غیر از شنیدن خبر اعدام پسرش ، خبر اعدام دو نوه اش را هم تحمل کرد . محمود دائی محمد و داوود است . آنها مدتی بیکار بودند . یکی از دو برادر ، ماشین پژو 504 قراضه را در اختیار دیگری گذاشت تا با آن مسافرکشی و خود در میدان میوه و تره بار به کارگری مشغول شد . این اتومبیل قراضه تنها سرمایه ای است که برای پدر آنها که یک کشاورز بیکار و از کار افتاده است ، باقی مانده است . به گفته ی وکیل مدافع این سه متهم ، نه تنها در محله ، بلکه در کل شهرستان ســـاوه هیچ کس تا بحال از این سه جوان شکایتی نکرده و آنها پیش از این حادثه حتی پایشان به کلانتری هم باز نشده بود . سه روز دیگر ، یعنی دوشنبه ی هفته ی آینده قرار است این سه جوان بعنوان اولین اشرار و اوباش شهرستان ســـاوه در این شهرستان و در ملاء عام به دار آویخته شوند . نه تنها خانواده ی متهمان ، بلکه بسیاری از اهالی شهرستان ســـاوه نیز از اجرای این حکم نگران و ناراحت و حتی خشمگین هستند . وکیل مدافع این سه جوان ، فرشید جهانی ، در این خصوص به طوماری اشاره میکند که بیش از پنجاه نفر از کاسبین و اصناف شهرستان ســـاوه صلاحیت اخلاقی و رضایت مردم محله و اصناف ســـاوه را از این سه جوان اعلام و تایید کرده اند . بدون شک با اعدام این سه جوان ، نگرانی اهالی این شهرستان به بسیاری از استانها و شهرستانهای دیگر نیز سرایت میکند . بــه امــیــد آزادی ایـــران --- زنـــده بـــاد آزادی ، زنـــده بـــاد ســـوســـیـــالـــیـــســـم کـــار ، نـــان ، آزادی -- حـــکـــومـــت شـــورائـــی | |